✍کوچ  اقوام و ملت های شکست خورده توسط پادشاهان ایران به نجد ایران

✍از روزگار هخامنشیان تا پایان ساسانیان اسیران جنگی را به چند گروه بخش می کردند و در جاهای گوناگون کشور اسکان می دادند. بر خلاف تمام امپراتوری های دیگر ، پادشاهان ایران هرگز اسیران را به بردگی نمی فروختند بلکه آنها را در جایی از ایران اسکان می دادند تا به زندگی عادی خود ادامه دهند.
✍نخستین جابه جایی ها در زمان کمبوجیه و داریوش بزرگ آغاز شد. کتزیاس گزارش می دهد که کمبوجیه، آمیرتاایوس فرعون مودرایه ( مصر ) و شش هزار مودرایه ای (مصری) را به عنوان اسیر به خوزستان (شوش) فرستاد.
داندامایف می گوید به دنبال جنگ های داریوش بزرگ در آسیای صغیر که ایونی ها سر به شورش نهاده بودند، پارسیان پس از پیروزی در جنگ دریایی در پاییز 494 پ.م. شهر میله توس را پس از شهربندان به تصرف خود در آوردند و بسیاری از اهالی آنجا را به شوش(خوزستان = سوزیانا) نزد داریوش فرستادند و داریوش شاه آنها را در منطقه آمپه در نزدیکی دهانه دجله در خلیج پارس اسکان داد.
به گزارش هرودوت هنگام لشکرکشی ایران به لیبی مردم شهر برقه لیبی را به اسارت گرفتند و از مصر به ایران نزد شاه بزرگ گسیل داشتند. داریوش شاه آنان را در باکتریا (بلخ) در خاور ایران اسکان داد و آنها نام روستای تازه خود را برقه گذاشتند.
 گیرشمن و داندامایف به نقل از هرودوت  می گویند در ادامه حملات داریوش برای تسخیر یونان در تابستان سال 490 پ.م. سپاه ایران به فرماندهی داتیس مادی فرمانده نیرویی دریایی ایران با گذر از عرض دریای اژه پس از تسخیر جزیره ناگزوس به سوی شهر ارتری در جزیره ائوبی به جنبش درآمدند. پارسیان (ایرانیان) پس از هفت روز شهربندان آن را تسخیر کرده و اهالی آن را به شوش فرستادند و به دستور داریوش، در روستای اردریکا در منطقه کیسیه (کاسی =لرستان امروزی) جای دادند. گیرشمن می گوید آنها را در جایی بنام اردریکه نزدیک محلی که نمک، قیر و نفت _ که هرودوت درباره هستی آن در خوزستان نخستین آگاهی ها را داده_ استخراج می شد، اسکان داده شدند. 
به باور نگارنده (بهرامسری بختیاری) این مکان باید نزدیک پارسوماش(مسجدسلیمان) بوده باشد که در زمان معاصر نخستین چاههای نفت در آن به بهره برداری رسید. و یکی از طوایف بختیاری نام یونانی دارد که احتمالا بازماندگان همان ها هستند که فعلا از نام بردن آن به  خاطر حساسیت خودداری می کنم.
یکی دیگر از شهرهای آسیای صغیر کلیکیه و دیگری لیکیه نام داشت که احتمالا بخشی از اهالی آن به کهگیلویه و بویراحمد کنونی کوچ داده شدند و منطقه لیکک احتمالا همان لیکیه یا دگرگون شده کلیکیه است. به گزارش داندامایف یک چوپان "لی کی" (لیکیه) که پیشترها توسط پارسیان به منقطه منتقل شده بود، راه انحرافی دور زدن نیروهای آریوبرزن را به نیروهای مقدونی نشان داد. 
اقتداری می گوید که چوپانی از اهالی لیکک راه کوهستان را برای شکستن محاصره سپاه آریوبرزن در تنگ تکاب را به اسکندر نشان داد.
به باور نگارنده (علی بهرامسری بختیاری ) روستای افوس  (afus) در فریدن نیز یادآور نام شهر ایونی نشین "افسوس" در کرانه های غربی آسیای صغیر می باشد که احتمالا شماری از اهالی آن از آسیای صغیر در زمان هخامنشیان یا سپس ها به فریدن (پارتاکنا) کوچ داده شدند و نام شهر خود را بر محل اسکان تازه شان گذاشتند و در گذر زمان حرف سین نخست آن حذف گردیده است. 

✍پس از شکست شاهنشاهی ایران بدست اسکندر گجستگ، روند کوچ ها از یونان و آسیای میانه به نجد ایران دنبال شد. گیرشمن می گوید که اسکندر هشتاد تن از فرماندهان و ده هزار سرباز یونانی را وادار کرد که با دوشیزگان ایرانی ازدواج کنند. همو می گوید بیشترین یونانی هایی که کشور خود را ترک کردند در شهرها و مستعمراتی که اسکندر مقدونی بنا کرد، استقرار یافتند. یونانیان ساکن ایالت بلخ در خاور ایران به رهبری دیودتوس با ایرانیان ساکن، حکومت نسبتا نیرومندی تشکیل دادند و خود را از سلوکیان جدا کردند.
✍سلوکیان بر خلاف هخامنشیان، یونانیان و مکدونیان را در بخش گسترده ای از متصرفات خود تمرکز دادند. شمار زیادی از آنها در درازای جاده بزرگ نظامی _ اقتصادی، شریان اصلی شاهنشاهی که سلوکیه را در کرانه دجله به باکتریا (بلخ) پیوند می داد و جاده هزار ساله که از کرمانشاه _ همدان می گذرد _ مستقر کردند. در دینور و کنگاور موسسات یونانی ساخته شد. در بخش جنوبی تر _ لائودیسه _نهاوند امروزی _ ساخته گردید. شهری دیگر در کرهه(محلات) نزدیک اراک بنا شد. در پارت شهری بنام الکساندر پولیس ساخته شد و شهر هکاتوم پیلس  (صد دروازه) در سمنان کنونی هم شهری یونانی بود. شهرهای تازه ساخت و شهرهای بازسازی شده با سکنه مختلط مسکون شدند. آمیزش میان دو قوم ساکن ایران(ایرانی و یونانی) همچنان ادامه داشت. یونانیان خانواده های یونانی_ ایرانی تشکیل داد بودند که در آنها نام های ایرانی و یونانی به اندازه هم رایج بود.

✍پس از شکست سلوکیان این کوچ ها ادامه پیدا کرد. کلاوس شیپمان و ولسکی  می گویند در نبرد کرهه(حران امروزی) میان سورنا سردار سپاه ایران

 و کراسوس هموند تریوم ویراتوس  ( پومپیوس، سزار، کراسوس) _شورای سه نفره که امپراتوری روم را اداره می کردند_ که منجر به کشته شدن کراسوس گردید، ده هزار تن از رومی ها اسیر گردید و آنان را به رسم ایرانیان در ایالت دور افتاده مرو (مارگیانا) برده و در آنجا اسکان دادند. 
ولسکی می گوید در پی کاوش های آی خانم در افغانستان، نشان می دهد که مهاجرنشین های مکدونی و یونانی در ایران بوده است. 
ولسکی می گوید شهرهای شوش و سلوکیه نزدیک تیسفون بیشترین شمار یونانیان را در دوره پارتیان(اشکانیان) داشتند.
✍این کوچ ها در روزگار ساسانیان نیز ادامه پیدا کرد.  گیرشمن و جلیلیان می گویند که شاهنشاه  شاهپور یکم پسر و جانشین اردشیر بابکان در نزدیکی الرها (اورفا) در میان رودان شمالی پیروزی بزرگی بدست آورد و امپراتور والریانوس(والرین) را با هفتاد هزار لژیونر رومی گرفتار کرد و آنها را به ایران فرستاد و در شهرهایی که خودشان بر بنیاد اردوگاههای رومی بنا کردند، اسکان یافتند. شاهپور شاه برخی از اسیران را در گنده شاهپور سکونت داد و از مهارت و توانایی آنها برای ساختن بند نامدار "قیصر" و همچنین از مهندسین رومی برای ساختن پل های شوشتر و دزفول بهره برد.  شاهنشاه شاهپور یکم تنها کسی بود که کامیاب شد برای نخستین بار بر سه امپراتور روم چیره شود. یکی  (گردیانوس) را بکشد، از دومی (فیلیپ عرب) باج سنگین بستاند و سومی (والریانوس) را اسیر و گرفتار نماید. 
به باور نگارنده (بهرامسری بختیاری) نام رود سزار و گروهی به همین نام در غرب سرزمین  بختیاری نیز باید به همین دوره برگردد که گروهی از رومیان در این منطقه اسکان یافتند. و همین گونه شهر رومشگان در لرستان نیز بایستی از همین کوچ دهنده گان در زمان ساسانیان باشند. 
مسعودی و نلدکه گزارش می دهند که شاهپور دوم نیز اسیرانی که در شهر آمد (Amida) دستگیر کرده بود، میان شوش و شوشتر و سایر شهرهای اهواز (خوزستان) جای داد. 
پس از شکست شاهنشاهی ایران بدست اعراب مسلمان، قبایل بی شماری از سرزمین عربستان به نقاط حساس و خوش آب و هوای ایران کوچ داده شدند، گرچه بسیاری از آنها بدست رادمان پور ماهک (یعقوب لیث صفاری) از ایران رانده شدند و سپس ها با یورش مغولان و ترکان آسیای میانه و گورکانیان نیز قبایلی از آسیای میانه وارد نجد ایران گردیدند.
نتیجه این که همه این اقوام مهاجر در گذر زمان زبان و فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیان را آموختند و در کنار هم زندگی کرده و بسیاری از آنها در اقوام ایرانی حل شده اند. 
جاوید باد ایران و ایرانی 
نگارش: علی بهرامسری بختیاری آسترکی،  نویسنده، تاریخ نگار و  پژوهشگر 
پارسوماش تیرماه 1398.

یاری نامه :
1. تاریخ هرودوت.
2.پرسیکا، کتزیاس 
3.ایران از آغاز تا اسلام، گیرشمن 
4.شاهنشاهی اشکانی،ولسکی 
5.پارتیان، شیپمان 
6.شاهنشاهی هخامنشیان، داندامایف 
7.تاریخ تحولات سیاسی ساسانیان، جلیلیان 
8.ساسانیان،دریایی 
9.مروج الذهب،مسعودی

منبع : بنه وار خليل خان آستركی بختياری دورکی |کوچ اقوام و ملت های شکست خورده توسط پادشاهان ایران به نجد ایران
برچسب ها : اسکان ,یونانی ,آسیای ,گوید ,داریوش ,زمان ,بهرامسری بختیاری ,آسیای صغیر ,داده شدند ,آسیای میانه ,باور نگارنده ,نگارنده بهرامسری بختیاری ,باور نگ?